الشيخ علي المشكيني

178

تفسير روان (فارسى)

تفسير : پس چون موسى نزديك آتش بيامد ، از جانب راست آن وادى در آن قطعه زمين پربركت ، از درختى كه در آن جا بود ندا كرده شد ؛ يعنى به موسى ندا رسيد : أَن يمُوسَى إِنّى أَنَا اللَّهُ رَبُّ الْعلَمِينَ : كه اى موسى ، به درستى كه منم خداى يكتا ، پروردگار جهانيان . تنبيه : اين مطلب محقّق شده كه ذات الهى ، منزّه از جسم و عوارض جسميه مىباشد و محلّ حوادث نيست . بنابراين مراد از تكلم خداوند آن است كه ايجاد كلام فرمايد بى آن كه او را عضوى و دهانى و زبانى باشد . ( آيهء 31 ) وَ أَنْ أَلْقِ عَصَاكَ فَلَمَّا رَءَاهَا تَهْتَزُّ كَأَنَّهَا جَآنٌّ وَلَّى مُدْبِرًا وَ لَمْ يُعَقّبْ يمُوسَى أَقْبِلْ وَلَا تَخَفْ إِنَّكَ مِنَ الْأَمِنِينَ لغت : اهتزاز به معنى تكان خوردن و حركت كردن است . تفسير : ندايى كه به موسى رسيد دو مضمون داشت : يكى إِنّى أَنَا اللَّهُ رَبُّ الْعلَمِينَ و ديگرى وَ أَنْ أَلْقِ عَصَاكَ يعنى : عصاى خود را بيفكن . فوراً حضرت موسى عصا را بينداخت ، و عصا مارى شد . پس چون ديد عصايش به سرعتِ تمام حركت مىكند ، گويى مارى است كه به سرعت حركت مىكند ، يا آن كه در حركت و شدّت سرعت مانند اجنّه است ، گريزان به عقب برگشت و به پشت سر نگاه نكرد . در اين حال به او ندا شد : اى موسى ، پيش بيا و مترس . إِنَّكَ مِنَ الْأَمِنِينَ : همانا كه تو از امان‌يافتگانى ؛ زيرا پيغمبران مرسل را خوف و هراسى نيست ؛ چنانچه خداى متعال فرموده است : لَا يَخَافُ لَدَىَّ الْمُرْسَلُونَ [ نمل ، 10 ] .